آترین عزیزمونآترین عزیزمون، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

... پرنسس ما

اولین عکس از نخود چی مامان و بابا . . .

عزیز دلم خانم دکتر برای من یه سونوگرافی نوشت تا وضعیت شما توی شکم مامان مشخص بشه و سنت رو بفهمیم عزیز دلم امروز با بابا بهنام و مامان زهره رفتیم و آقای دکتر مهربون بهمون گفت شما الان حدود 5 هفته و 5 روزته  یه عکس هم ازت بهمون داد ولی ما که ازش چیزی نفهمیدیم آخه واقعا اندازه ی یه نخود بودی به قول عمو محمد که چون جنسیتت رو نمیدونیم همش میپرسه "دختر پسرت خوبه؟؟" حالا منم میگم :دختر پسر من شما تا حالا همه چیزت نرمال و طبیعی و عالی بوده از خدا میخوام از حالا به بعد هم همینطور باشه ...
5 خرداد 1392

روز پدر 1392/03/03 . . .

 سلام نخودچی خوشمزه زندگی ما.. امیدوارم حالت خوب باشه و سالم و سرحال به دنیای پر از دردسر و قشنگ ما پا بذاری. نمیدونم چی برات بنویسم عزیزکم ولی همینقدر میتونم بگم که از ته دلم خوشحالم که داری میای پیشمون و خدا رو برای همه چیز شکر میکنم و ازش میخوام که مراقب کوچولوی ناز و خوشگلمون باشه و تو رو سالم تحویل ما بده. پری ناز کوچولوی من همیشه دوست دارم و برای اومدنت لحظه شماری می کنم.  امروز روز پدر (مرد) بود. خیلی حس عجیبی دارم راجع به اینکه میخوام پدر بشم ولی هر چی هست من فقط دوست دارم یه دوست و یه پدر ایده آل برای تو باشم. به مامان خاطره مهربونتم همیشه میگم که شما دونفر همه زندگی من هستید و من با تمام وجود برای شما عزیزای دوست داشت...
3 خرداد 1392

افتتاح وبلاگ نخود چی ما . . .

نی نی نازنینم امروز تصمیم گرفتم برای ثبت خاطرات شما یه وبلاگ تنظیم کنم چون خاطرات رو تا حالا پراکنده و روی کاغذ نوشتم ولی با خودم فکر کردم اینطوری هم بهتر حفظ میشن و هم جذابتره . بیشتر از همه با نوشتن این مطالب میخوام لحظه های تجربه ی مادر شدن و پدر شدنمون رو برای بعد ها ثبت کنم و از طرفی تو هم با خوندم این ها به عشقی که تو لحظه لحظه ی اومدن و بودن تو کنارمون بوده و هست پی ببری. دختر عزیزم امیدوارم از این کار من خوشحال بشی ...
2 خرداد 1392

تولد بابا بهنام . . .

باباجونم تولد مبارک !! امیدوارم سایه ات همیشه بالای سر من و مامان خاطره باشه و دلت شاد و لبت خندون                                                      عزیزم دیروز جمعه  92/02/27 با خاله سارا و عمو علی و خاله سارا و عمو امیر و البته آرمان عزیزو دوست داشتنی رفتیم پارک و یه تولد به مناسبت ماه تولد عمو علی و عمو امیر و بابایی شما گرفتیم . آخه هر سه تاییشون متولد اردیبهشتن !!! امسال شما هم توی تولد بابا بهنام حضور داشتی گلم . سال دیگه باید واسه بابایی نانای هم بکنی از حالا تمرین کن ...
28 ارديبهشت 1392

یه روز خوب با خاله ندا . . .

گل دختر مامان آخر هفته تولد باباییه و من خیلی وقته که به هدیه امسالش فکر میکنم متاسفانه نشد اون چیزی که تو فکرم بود و عملی کنم اما ان شاا... سال دیگه باهم میریم خرید عزیزم با کلی مشورت و برنامه ریزی تصمیم گرفتم امسال واسه بابا بهنام عزیز یه کیف چرم بگیرم آخه کیف قبلی بابایی داره خراب میشه و اونم براش خیلی واجبه مامانی طبق معمول اولین و آخرین گزینه مامان خاطره برای کمک گرفتن خاله نداست. خاله ندا بهترین دوست مامانیه عزیزم حالا وقتی اومدی خودت میفهمی چقدر مهربون و دوست داشتنیه امروز با خاله ندا برنامه ی خرید گذاشتیم اما عزیزم خاله ندا باید زود میرفت خونه پیش مهری جون, صبحم با فرانک جون قرار داشت پس مجبور شدیم ساعت 13:30 همدیگر و توی مت...
24 ارديبهشت 1392

جنسیت نخود چی . . .

مامانی امروز با بابا بهنام رفتیم سونوگرافی واسه تعیین جنسیت شما . آقای دکتر با کلی کلنجار رفتن نظرش این بود که شما یه دختر باحیا و نجیب هستی . آخه پاهات رو خیلی متین جمع کرده بودی . قربونت برم من که اینقدر فهمیده و خانومی   البته آقای دکتر گفت 100% نیست و باز هم چند وقت دیگه یه چک کنید ولی من میگم شما دخمل طلای منی  البته ناگفته نماند که من و بابایی یکم شکه شدیم چون تقریبا همه نظرشون بر پسر بودن شما بود اما ته ته دلمون از خدا بابت سلامتی و وجود شما خیلی خوشحالیم . من که عاشششششق دختر بچه های نانازم ...
25 فروردين 1392

تحویل سال سه نفره . . .

اولین سال نوت مبارک نخود چی مامان و بابا امسال موقع تحویل سال اولین دعای من و بابا بهنام سلامتی شما و به دنیا اومدن شما در بهترین شرایط بود عزیزم  ما خدا رو بخاطر اومدن قدمای پر برکت تو فرشته ی کوچولو خیلی شکر میکنیم. عزیز دلم اولین عیدی عمرت رو خاله ندا همون روز عید برات اورد . یه دست لباس خیل خوشرنگ سایز 0 برای شما . دایی محمد و الی جونم برات یه شیشه شیر بزرگ پر از جغجغه های خوشگل آوردن که باهاشون قراره کلی بازی کنی. مبارکت باشه فندقی  ببخش عسلم اسفند ماه خیلی سخت و پر مشغله ای داشتیم و نتونستم برات خیلی بنویسم اما تک تک لحظه هام و با یاد تو و به عشق تو گذروندم اول از همه بگم خدا رو شکر شما همه چیزت خوبه و شرایط طبیعی دار...
15 فروردين 1392

حرف دل مامان خاطره . . .

نی نی نانازم!! از حالا بگم که نگی نگفتی این دنیایی که میایی توش جای خیلی عجیبیه, باید قوی باشی و به هیچ کس بجز خدا امیدوار نباشی . بهترین دوستت خداست. شک نکن من و بابایی هم تمام سعیمون رو میکنیم که برات دوستای خوبی باشیم راستش من هنوز گیجم. اصلا نمیدونم توی این شرایط پیش اومده باید چکار کنم؟! اما ته ته دلم امیدوارم .  به خدای مهربون که همیشه کنار من و بابابهنام بوده میدونی من و بابایی تا حالا عزیزترین کسای هم بودیم ولی با جون گرفتن تو عزیزترین کسمون تو هستی بعد خومون. مطمئن باش برای خوشبختی تو هر کاری که از دستمون بر بیاد انجام میدیم و همه سختی ها برامون لذت بخش میشه فقط الان بیشتر از هر وقت دیگه ای به حمایت خدا احتیاج داریم . الب...
25 بهمن 1391

اولین سخن . . .

سلام نی نی قشنگم !! امروز شنبه 91/11/14 و تو وارد هفته ی هشتم زندگی ات شدی عزیزم از صبح یه حس عجیب دارم؛ هم خوشحالم و هم ناراحت . خوشحال از داشتن فرشته ای مثل تو و اینکه خدا من رو لایق تجربه ی مادری کرده و ناراحت از اینکه یکدفعه شرایط من و بابایی تغییر کرده و خیلی سخت شده و من نمیتونم اونطور که میخوام باشم. نی نی جونم بابایی خیلی خوشحاله اما اونم به اندازه ی من(حتی حس میکنم بیشتر از من!!) نگرانه؛ نگران من و تو . باباییت بیشتر از قبل به من توجه میکنه و اینم بخاطر وجود توه عزیزم. بابا بهنام همیشه بهترینه  این روزا تو شرکت خیلی کار ریخته سرم آخه آقای بازدار هم رفته و من دست تنهام. هیچ کس جز خانم هدایتی و آقای عامری نمیدونن من دارم ماما...
14 بهمن 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ... پرنسس ما می باشد